فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لمس کردن

تأییدنشده

lams kardan

tasten فعل

فعل

  • لمس کردنlams kardanلَمس کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ tasten

فعل

تلفظ
[ˈtastn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • getastetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tastendمعلوم، participle، حال
  • getastetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tasteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tastمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tastetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tasteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • tasteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tastestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tastestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tastetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tasteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tastetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tastetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tasteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tasteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tastetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tastetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tasteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tasteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tastetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tastetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tastetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tastetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tastetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tastetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ich tastete mich durch die Menge

کورمال از لای مردم گذشتم

منابع و ارجاع‌ها