فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استتار کردن

تأییدنشده

tarnen فعل

فعل

  • استتار کردناِستِتار کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مستتر شدنمُستَتِر شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ tarnen

فعل

تلفظ
[ˈtaʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • getarntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tarnendمعلوم، participle، حال
  • getarntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tarnمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tarneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tarntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tarnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • tarneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • tarneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tarnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tarnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tarntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tarneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tarntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tarnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tarnteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tarnteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tarntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tarntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tarnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tarnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tarntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tarntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tarntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tarntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tarntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tarntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • getarntparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
منابع و ارجاع‌ها