فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کورانه راه رفتن

تأییدنشده

tapsen فعل

فعل

  • کورانه راه رفتنکورانه راه رَفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ tapsen

فعل

تلفظ
[ˈtapsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • getapstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tapsendمعلوم، participle، حال
  • getapstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • tapsمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tapseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tapstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tapseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • tapseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tapstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tapsestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • tapstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • tapseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tapstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tapsetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tapsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • tapsteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tapstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tapstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tapsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • tapsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tapstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • tapstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tapstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • tapstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tapstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • tapstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

tapsend zum Tisch gehen

کورمال کورمال به طرف میز رفتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها