رفتن به محتوامنع کردن
تأییدنشده
tabuisieren فعل
فعل
- منع کردنمَنع کردنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تحریم کردنتَحریم کردنتأییدنشده
- قدغن کردنقَدِغَن کردنتأییدنشده
- ممنوع کردنmamnu' kardanمَمنوع کردنتأییدنشده
دستور زبانِ tabuisieren
فعل
- تلفظ
- [tabuiˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- tabuisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- tabuisierenمعلوم، مصدر، حال
- tabuisierendمعلوم، participle، حال
- tabuisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- tabuisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tabuisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tabuisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- tabuisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- tabuisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tabuisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- tabuisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- tabuisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- tabuisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tabuisierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- tabuisierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- tabuisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- tabuisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- tabuisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- tabuisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- tabuisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- tabuisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tabuisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tabuisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- tabuisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- tabuisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- tabuisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- tabuisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- tabuisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- tabuisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- tabuisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- tabuisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها