رفتن به محتوارده بندی کردن
تأییدنشده
systematisieren فعل
فعل
- رده بندی کردنرَده بَندی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ systematisieren
فعل
- تلفظ
- [ˌzʏstematiˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- systematisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- systematisierendمعلوم، participle، حال
- systematisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- systematisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- systematisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- systematisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- systematisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- systematisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- systematisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- systematisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- systematisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- systematisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- systematisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- systematisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- systematisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- systematisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- systematisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- systematisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- systematisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- systematisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- systematisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- systematisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- systematisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- systematisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- systematisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- systematisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها