فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زمزمه کردن

تأییدنشده

zamzame kardan

summen فعل

فعل

  • زمزمه کردنzamzame kardanزَمزَمه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ summen

فعل

تلفظ
[ˈzʊmən]
همهٔ صورت‌ها
  • gesummtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • summendمعلوم، participle، حال
  • gesummtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • summمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • summeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • summtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • summetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • summمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • summeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • summeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • summstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • summestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • summtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • summeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • summtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • summetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • summetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • summteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • summeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • summteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • summeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • summtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • summetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • summtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • summetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • summteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • summeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • summteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • summeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • summtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • summetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • summtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • summetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • summtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • summetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • summtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • summetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • summtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • summetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • summtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • summetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها