رفتن به محتوابخار کردن
تأییدنشده
sublimieren فعل
فعل
- بخار کردن(to change (a solid substance) into a gas without breaking down or passing through the liquid state by heating it gently)تأییدنشده
دستور زبانِ sublimieren
فعل
- تلفظ
- [zubliˈmiːʁən]
همهٔ صورتها
- sublimiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- sublimierendمعلوم، participle، حال
- sublimiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- sublimierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- sublimiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- sublimiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- sublimiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- sublimiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- sublimierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- sublimierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- sublimiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- sublimiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- sublimiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- sublimieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- sublimierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- sublimierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- sublimiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- sublimiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- sublimierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- sublimierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- sublimiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- sublimiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- sublimiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- sublimiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- sublimiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- sublimiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها