فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بخار کردن

تأییدنشده

sublimieren فعل

فعل

  • بخار کردن(to change (a solid substance) into a gas without breaking down or passing through the liquid state by heating it gently)تأییدنشده

دستور زبانِ sublimieren

فعل

تلفظ
[zubliˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • sublimiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sublimierendمعلوم، participle، حال
  • sublimiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sublimierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sublimiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sublimiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sublimiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sublimiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sublimierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sublimierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sublimiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sublimiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sublimiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sublimieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sublimierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sublimierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sublimiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sublimiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sublimierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sublimierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sublimiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sublimiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sublimiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sublimiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sublimiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sublimiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها