فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خر خره کردن

تأییدنشده

striegeln فعل

فعل

  • خر خره کردنخَر خَره کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قشو کشیدنقَشو کِشیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ striegeln

فعل

تلفظ
[ˈʃtʁiːɡl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gestriegeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • striegelndمعلوم، participle، حال
  • gestriegeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • striegleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • striegelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • striegeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • striegeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • striegleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • striegelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • striegeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • striegeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • striegleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • striegelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • striegelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • strieglestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • striegeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • striegeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • striegleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • striegeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • striegeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • striegletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • striegelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • striegelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • striegeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • striegeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • striegelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • striegelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • striegeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • striegeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • striegeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • striegeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • striegeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • striegeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • striegelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • striegeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها