فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی هدف گشتن

تأییدنشده

streunen فعل

فعل

  • بی هدف گشتنبی هَدَف گَشتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ولگردی کردنوِلگَردی کَردَنتأییدنشده
  • پرسه زدنپَرسه زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ streunen

فعل

تلفظ
[ˈʃtʁɔɪ̯nən]
همهٔ صورت‌ها
  • gestreuntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • streunendمعلوم، participle، حال
  • gestreuntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • streunمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streuneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streuntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streunمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • streuneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • streuneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streunstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streunestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streuntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • streuneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • streuntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streunetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • streunteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • streunteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • streuntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • streuntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • streunteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • streunteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • streuntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • streuntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • streuntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • streuntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • streuntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • streuntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها