فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دستمالی کردن

تأییدنشده

streichen فعل

فعل

  • دستمالی کردندَستمالی کَردَن(mit der Hand)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رنگ زدنrang zadanرَنگ زَدَن[ɹǽɲɡʲ̥ zæ.d̪æn](mit Farbe)تأییدنشده
  • نام کسی را حذف کردننامِ کِسی را حَذف کَردَن(ausstreichen)تأییدنشده
  • حذفیدن(to remove)تأییدنشده
  • آراستنârâstan[ʔɒː.ɹɒːs.t̪ʰǽn](to improve the appearance of a house, room, office and so forth)تأییدنشده
  • نوازش کردن(to move one’s hand or an object along (a surface) in one direction, touching it lightly)تأییدنشده

دستور زبانِ streichen

فعل

تلفظ
[ˈʃtʁaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestrichenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • streichendمعلوم، participle، حال
  • gestrichenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • streichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • streicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • streicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • streichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • strichمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stricheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • strichstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • strichestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • strichمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stricheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • strichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • strichenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • strichtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • strichetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • strichenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • strichenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Tom strich sich den Sand von der Kleidung.

تام شن رو از روی لباسش تکوند.

eine Etatstelle wurde gestrichen

در بودجه یک محل مصرف حذف شد

Vorsicht! Frisch gestrichen!

احتیاط! نقاشی خیس

ترجمهٔ غیرمستقیم

diese Sache wird ersatzlos gestrichen

این مطلب بدون بدل حذف می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6108484), Towhidn (fa #6108933), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: raggione (de #2600876), manelie (fa #12876097), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها