فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنبیه کردن

strafen فعل

فعل

  • تنبیه کردنتَنبیه کَردَن(to cause to suffer for crime or misconduct)
  • مجازات کردنmojâzât kardan[mo.d͡ʒɒː.zɒːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to cause to suffer for crime or misconduct)(punish)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نسق کردننَسَق کَردَنتأییدنشده
  • ادب کردن(to cause to suffer for crime or misconduct)تأییدنشده

دستور زبانِ strafen

فعل

تلفظ
[ˈʃtʁaːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestraftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • strafendمعلوم، participle، حال
  • gestraftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • strafمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • strafeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • straftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • strafetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • strafeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • strafeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • strafstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • strafestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • strafestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • straftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • strafetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • strafeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • straftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • strafetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • strafetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • strafteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • strafeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • strafteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • strafeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • straftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • strafetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • straftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • strafetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • strafteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • strafeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • strafteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • strafeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • straftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • strafetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • straftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • strafetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • straftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • strafetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • straftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • strafetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • straftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • strafetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • straftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • strafetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

sein Tun straft diesem Anspruch Lügen

اعمالش این ادعا را تکذیب می کند

منابع و ارجاع‌ها