فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قید کردن

تأییدنشده

stipulieren فعل

فعل

  • قید کردنقِید کَردَن(to require as a condition of a contract or agreement)تأییدنشده

دستور زبانِ stipulieren

فعل

تلفظ
[ʃtipuˈliːʁən], [stipuˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • stipuliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stipulierenمعلوم، مصدر، حال
  • stipulierendمعلوم، participle، حال
  • stipuliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stipulierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stipuliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stipuliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stipuliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stipuliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stipulierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stipulierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stipuliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stipuliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stipulierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • stipulierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • stipuliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stipulieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stipulierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stipulierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stipulierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stipulierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stipuliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stipuliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stipulierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stipulierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stipuliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stipuliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stipuliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stipuliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stipuliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stipuliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها