فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بوی بد دادن

تأییدنشده

stinken فعل

فعل

  • بوی بد دادنبویِ بَد دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • متعفن بودنمُتَعَفِن بودَنتأییدنشده
  • بو داشتن(to have a particular smell, whether good or bad; if descriptive, followed by "like" or "of")تأییدنشده

دستور زبانِ stinken

فعل

تلفظ
[ˈʃtɪŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestunkenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stinkendمعلوم، irregular، participle، حال
  • gestunkenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stinkمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stinkeمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stinktمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stinkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • stinkeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stinkstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stinkestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stinktمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stinkeمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stinktمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stinketمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stankمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stänkeمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stankstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stänkestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stänkstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stankمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stänkeمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stankenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stänkenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stanktمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stänketمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stänktمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stankenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stänkenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

es stinkt wie im Schweinestall

بوی سگدونی می دهد

Fische und Besucher stinken nach drei Tagen.

ماهی و میهمان بعد از سه روز می‌گندند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Manfredo (de #6540297), cojiluc (fa #12178840), tatoeba.org
منابع و مجوزها