فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گلدوزی کردن

sticken فعل

فعل

  • گلدوزی کردنگُلدوزی کَردَن

دستور زبانِ sticken

فعل

تلفظ
[ˈʃtɪkn̩], [ˈʃtɪkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gesticktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stickendمعلوم، participle، حال
  • gesticktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stickمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stickeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sticktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sticktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sticktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sticketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sticktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sticktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sticktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sticktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sticktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sticktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sticktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sticktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها