فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مهر زدن

تأییدنشده

stempeln فعل

فعل

  • مهر زدنمُهر زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ stempeln

فعل

تلفظ
[ˈʃtɛmpl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gestempeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stempelndمعلوم، participle، حال
  • gestempeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stempleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stempelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stempeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stempeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stempleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stempelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stempeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stempeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stempleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stempelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stempelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stemplestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stempeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stempeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stempleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stempeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stempeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stempletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stempelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stempelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stempeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stempeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stempelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stempelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stempeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stempeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stempeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stempeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stempeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stempeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stempelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • stempeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها