فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گزیدن

تأییدنشده

gazidan, gozidan[ɡʲæ.ziː.d̪ǽn][ɡ̥o.ziː.d̪ǽn]

stechen فعل

فعل

  • گزیدنgazidan, gozidanگُزیدَن[ɡʲæ.ziː.d̪ǽn][ɡ̥o.ziː.d̪ǽn](of an insect or arachnid: to puncture with the stinger)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نیش زدننیش زَدَنتأییدنشده
  • خلاندن(to pierce or wound with pointed object)تأییدنشده
  • تیر کشیدنتیر کِشیدَن(vor Schmerzen)تأییدنشده
  • زق زدنزُق زَدَن(vor Schmerzen)تأییدنشده

دستور زبانِ stechen

فعل

تلفظ
[ˈʃtɛçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestochenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stechendمعلوم، participle، حال
  • gestochenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stechtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stecheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stecheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stechestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stecheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stechtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stechetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stächeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stachstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stächestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stächstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stachمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stächeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stachenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stächenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stachtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stächetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stächtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stachenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stächenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer von einer Wespe gestochen wurde, fürchtet sich vor der Motte.

کسی که از زنبور گزیده شده است، از پروانه می‌ترسد.

Die Schlange sticht nicht ungereizt.

مار بدون تحریک نیش نمی‌زند.

Wer von einer Wespe gestochen wird, rächt sich an einem Grashüpfer.

کسی که توسط یک زنبور گزیده شده است، انتقام خود را از یک ملخ می‌گیرد.

Ich wurde von einem Insekt gestochen

حشره ای من را نیش زده

Seid ihr schon einmal von einem Skorpion gestochen worden?

آیا تا کنون توسط یک عقرب گزیده شده‌اید؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

Bist du schon einmal von einem Skorpion gestochen worden?

آیا تا کنون توسط یک عقرب گزیده شده‌اید؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sind Sie schon einmal von einem Skorpion gestochen worden?

آیا تا کنون توسط یک عقرب گزیده شده‌اید؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

das Weiß seiner Augen stach hervor

چشمهایش سفیدی می زد

Wieso sterben Bienen, nachdem sie gestochen haben?

چرا زنبورها بعد از نیش زدن می میرند؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

abgebrochene Federn stachen durch das Sofa

فنرهای درب و داغون از کاناپه بیرون زده بودند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5013120), cojiluc (fa #7479111), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1812172), cojiluc (fa #13120107), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #8286444), cojiluc (fa #12602341), tatoeba.org
  4. ۴: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #3406040), cojiluc (fa #10695072), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #3406037), cojiluc (fa #10695072), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #3406038), cojiluc (fa #10695072), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: MUIRIEL (de #1067226), mostafaakhlaghi (fa #2171106), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها