فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گرد و خاک کردن

تأییدنشده

stauben فعل

فعل

  • گرد و خاک کردنگَرد و خاک کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ stauben

فعل

تلفظ
[ˈʃtaʊ̯bn̩], [ˈʃtaʊ̯bm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestaubtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • staubendمعلوم، participle، حال
  • gestaubtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • staubمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • staubeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • staubtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • staubeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • staubeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • staubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • staubestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • staubtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • staubeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • staubtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • staubetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • staubteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • staubteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • staubtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • staubtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • staubteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • staubteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • staubtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • staubtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • staubtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • staubtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • staubtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • staubtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها