فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خیره نگریستن

تأییدنشده

starren فعل

فعل

  • خیره نگریستن(to look fixedly)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هاژیدن(to look fixedly)تأییدنشده

دستور زبانِ starren

فعل

تلفظ
[ˈʃtaʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gestarrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • starrendمعلوم، participle، حال
  • gestarrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • starrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • starreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • starrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • starretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • starreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • starreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • starrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • starrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • starrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • starretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • starreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • starrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • starretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • starretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • starrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • starreteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • starrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • starreteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • starrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • starretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • starrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • starretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • starrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • starreteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • starrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • starreteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • starrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • starretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • starrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • starretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • starrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • starretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • starrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • starretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • starrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • starretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • starrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • starretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Starre keine Leute an.

به مردم زل نزن.

Sie starrten staunend auf ihren Badeanzug.

آنها با حیرت به لباس شنای او خیره شدند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er starrte mich an.

او به من خیره شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er starrte mich an.

او از من شروع کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

in die Ferne starren

چشم به دورترها دوختن

die Bettwäsche starrte vor Schmutz

ملافه از کثافت به سیاهی می زد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Espi (de #890515), cojiluc (fa #11855966), tatoeba.org
  2. ۲: samueldora (de #1187145), mahdiye (fa #772533), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #641192), manelie (fa #12746379), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #641192), mahdiye (fa #641195), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها