فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با فشار سوراخ کردن

تأییدنشده

stanzen فعل

فعل

  • با فشار سوراخ کردن(eine Form durch Pressen, Stoßen, Schlagen herausschneiden, herstellen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مهر کردن(durch Druck aufprägen)تأییدنشده
  • منگنه کردنمَنگَنه کَردَنتأییدنشده
  • سوراخ کردنسوراخ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ stanzen

فعل

تلفظ
[ˈʃtant͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestanztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stanzendمعلوم، participle، حال
  • gestanztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stanzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stanzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stanztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stanzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stanzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stanztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stanzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stanztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stanzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stanztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stanzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stanzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stanzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stanztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stanztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stanzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stanzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stanztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stanztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stanztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stanztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stanztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stanztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها