فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راکد شدن

تأییدنشده

stagnieren فعل

فعل

  • راکد شدن((intransitive) to cease activity)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به وقوف رسیدنبه وُقوف رِسیدَنتأییدنشده
  • به کسادی افتادنبه کَسادی اُفتادَنتأییدنشده

دستور زبانِ stagnieren

فعل

تلفظ
[ʃtaˈɡniːʁən], [staˈɡniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • stagniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stagnierenمعلوم، مصدر، حال
  • stagnierendمعلوم، participle، حال
  • stagniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stagnierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stagniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stagniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stagniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stagniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stagnierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stagnierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stagniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stagniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stagnierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • stagnierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • stagniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stagnieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stagnierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stagnierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stagnierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stagnierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stagniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stagniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stagnierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stagnierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stagniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stagniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stagniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stagniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stagniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stagniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Das Exportgeschäft stagniert enorm.

صادرات بی‌اندازه راکد است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: JoeyR (de #3871404), cojiluc (fa #7350048), tatoeba.org
منابع و مجوزها