فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تعدیل کردن

تأییدنشده

stabilisieren فعل

فعل

  • تعدیل کردنتَعدیل کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ثابت کردنsâbet kardanثابِت کَردَن[sɒː.bét̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ stabilisieren

فعل

تلفظ
[ʃtabiliˈziːʁən], [stabiliˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • stabilisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stabilisierenمعلوم، مصدر، حال
  • stabilisierendمعلوم، participle، حال
  • stabilisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stabilisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stabilisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stabilisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stabilisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stabilisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stabilisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stabilisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stabilisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stabilisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stabilisierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • stabilisierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • stabilisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stabilisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stabilisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stabilisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stabilisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stabilisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stabilisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stabilisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stabilisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stabilisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stabilisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stabilisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stabilisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stabilisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stabilisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stabilisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها