فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تف کردن

tof kardan[t̪ʰof kʰʲæɹ.d̪æn]

spucken فعل

فعل

  • تف کردنtof kardanتُف کَردَن[t̪ʰof kʰʲæɹ.d̪æn](to evacuate (saliva or another substance) from the mouth, etc.)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سینه صاف کردنسینه صاف کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ spucken

فعل

تلفظ
[ˈʃpʊkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gespucktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • spuckendمعلوم، participle، حال
  • gespucktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • spuckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spuckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spucktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spuckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • spuckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • spuckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spuckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • spucktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • spuckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • spucktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spucketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • spuckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • spuckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • spucktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • spucktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • spuckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • spuckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • spucktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • spucktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • spucktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • spucktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • spucktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • spucktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

noch nicht trocken hinter den Ohren, aber schon grosse Töne spucken

آنها غوره نشده مویز می شوند

er spuckt grosse Töne

لاف زیاد می زند

Gift und Galle spuckend

زهر بار

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها