رفتن به محتوالخت مادر زاد
تأییدنشده
splitternackt صفت
دستور زبانِ splitternackt
صفت
- تلفظ
- [ˈʃplɪtɐˌnakt]
همهٔ صورتها
- splitternackterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternackteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternacktesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternackteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- splitternacktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternackterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternacktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternackterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- splitternacktemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternackterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternacktemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternacktesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- splitternackteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- splitternackteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternackteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternackteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternackteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- splitternackterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- splitternackteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- splitternacktenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- splitternackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها