فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لخت مادر زاد

تأییدنشده

splitternackt صفت

صفت

  • لخت مادر زادتأییدنشده

دستور زبانِ splitternackt

صفت

تلفظ
[ˈʃplɪtɐˌnakt]
همهٔ صورت‌ها
  • splitternackterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternackteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternacktesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternackteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • splitternacktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternackterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternacktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternackterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • splitternacktemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternackterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternacktemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternacktesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • splitternackteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • splitternackteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternackteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternackteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternackteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • splitternackterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • splitternackteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • splitternacktenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • splitternackteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • splitternacktenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها