فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هدیه دادن

تأییدنشده

spendieren فعل

فعل

  • هدیه دادنهِدیه دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را دور گرداندنچیزی را دور گَرداندَنتأییدنشده

دستور زبانِ spendieren

فعل

تلفظ
[ʃpɛnˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • spendiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • spendierendمعلوم، participle، حال
  • spendiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • spendierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spendiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spendiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spendiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • spendiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • spendierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spendierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • spendiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • spendiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • spendiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spendieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • spendierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • spendierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • spendiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • spendiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • spendierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • spendierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • spendiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • spendiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • spendiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • spendiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • spendiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • spendiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها