فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هوا خوردن

تأییدنشده

spazieren فعل

فعل

  • هوا خوردنهَوا خوردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گردش کردنگَردِش کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ spazieren

فعل

تلفظ
[ʃpaˈt͡siːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • spaziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • spazierendمعلوم، participle، حال
  • spaziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • spazierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spaziereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spaziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spaziereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • spaziereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • spazierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spazierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • spaziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • spaziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • spaziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spazieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • spazierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • spazierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • spaziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • spaziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • spazierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • spazierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • spaziertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • spaziertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • spaziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • spaziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • spaziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • spaziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich ging mit meinem Hund spazieren.

من با سگم به گردش رفتم.

Wir gehen spazieren.

ما به گردش می‌رویم.

Dem Fluss entlang spazieren.

قدم زدن در امتداد رودخانه.

Ich führe jeden Morgen meinen Hund im Park spazieren.

من هر روز صبح سگم را برای قدم زدن به پارک میبرم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich gehe immer gern im Regen spazieren, denn dann kann mich niemand weinen sehen.

من همیشه دوست دارم در باران پیاده‌روی کنم، این گونه هیچکس گریه کردنم را نمی‌بیند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich gehe jeden Morgen mit meinem Hund im Park spazieren.

من هر روز صبح سگم را برای قدم زدن به پارک میبرم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4524362), cojiluc (fa #7857322), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #6542865), cojiluc (fa #7857320), tatoeba.org
  3. ۳: kutschektar (de #8108196), Esperantodan (fa #725112), tatoeba.org
  4. ۴: Yorwba (de #7756548), AsliAbbasi (fa #1871915), tatoeba.org
  5. ۵: Matteo (de #5035685), cojiluc (fa #10808706), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #645116), AsliAbbasi (fa #1871915), tatoeba.org
منابع و مجوزها