فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با صرفه بودن

تأییدنشده

sparsam sein عبارت

عبارت

  • با صرفه بودنبا صَرفه بودَن(Mittel)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صرفه جو بودنصَرفه جو بودَن(Mensch)تأییدنشده
  • مصرف کم استمَصرَف کَم است(Mittel)تأییدنشده

دستور زبانِ sparsam sein

عبارت

منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها