فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استمزاج کردن

تأییدنشده

sondieren فعل

فعل

  • استمزاج کردناِستِمزاج کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ sondieren

فعل

تلفظ
[zɔnˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • sondiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sondierenمعلوم، مصدر، حال
  • sondierendمعلوم، participle، حال
  • sondiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sondierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sondiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sondiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sondiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sondiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sondierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sondierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sondiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sondiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sondierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • sondierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • sondiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sondieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sondierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sondierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sondierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sondierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sondiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sondiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sondierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sondierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sondiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sondiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sondiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sondiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sondiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sondiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها