فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لیکن

تأییدنشده

liken, likan[liː.kʰʲén][liː.kʰʲǽn]

sondern حرف ربط

حرف ربط

  • لیکنliken, likanلیکِن[liː.kʰʲén][liː.kʰʲǽn](rather)تأییدنشده

فعل

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جدا کردنjodâ kardanجُدا کَردَن[dʒoˈd̪ɒː kʲæɾˈd̪æn](gehoben: trennen)تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بلبَلتأییدنشده
  • بلکهbalkeبَلکه[bǽl.kʰʲe]تأییدنشده

دستور زبانِ sondern

حرف ربط

تلفظ
[ˈzɔndɐn]

فعل

تلفظ
[ˈzɔndɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gesondertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sonderndمعلوم، participle، حال
  • gesondertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sonderمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sondereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sondreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sondertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sonderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sondereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sondreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sondereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sondreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sonderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sonderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sondertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sondereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sondreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sondertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sondertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sonderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sonderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sondertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sondertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sonderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sonderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sondertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sondertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sondertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sondertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sondertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sondertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

Das ist keine Krähe, sondern ein Rabe.

این کلاغ نیست بلکه یک زاغ است.

Ignoranz ist nicht Nichtwissen, sondern Nichtwissenwollen.

جهل نه نادانی، بلکه خواستار نادانی بودن است.

Eine selbstlose Lüge ist keine Lüge, sondern Poesie.

یک دروغ فداکارانه دروغ نیست بلکه منظومه سرایی است.

Schätze den Hund nicht nach den Haaren, sondern nach den Zähnen.

سگ را نه بر اساس موها بلکه بر اساس دندانها ارزیابی کنید.

Das große Ziel des Lebens ist nicht Wissen, sondern Handeln.

هدف بزرگ زندگی علم نیست، بلکه عمل است.

Du lernst nicht vom Kaufen, sondern vom Verkaufen!

تو از خریدن چیزی یاد نمی‌گیری، بلکه از فروختن!

Sprich nicht, sondern handle!

حرف نزن بلکه عمل کن.

Der Winter ist keine Jahreszeit, sondern eine Aufgabe.

زمستان فصلی از سال نیست، بلکه یک تکلیف است.

Das Kamel sieht nicht den eigenen Höcker, sondern den des Kameraden.

شتر کوهان خودش را نمی‌بیند، بلکه کوهان رفقایش را می‌بیند.

Das Gegenteil von Liebe ist nicht Hass, sondern Gleichgültigkeit.

نفرت نقطهٔ مقابل عشق نیست، بلکه بی‌تفاوتی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2684555), cojiluc (fa #7789984), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2697702), cojiluc (fa #13032461), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #2271809), cojiluc (fa #8516247), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2195428), cojiluc (fa #6849779), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2288390), cojiluc (fa #12694834), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5201773), cojiluc (fa #6942087), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1818314), cojiluc (fa #6942061), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #10667391), cojiluc (fa #13139468), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #5371822), cojiluc (fa #8127455), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2489243), cojiluc (fa #6942091), tatoeba.org
منابع و مجوزها