فورا
قید
- فورا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بلافاصله
- عاجل
- بدون تأخیر
- ضرب العجل
- فی الفور
- همین دم
- یکراست
- بلادرنگ
- بی درنگ
دستور زبانِ sofort
قید
- تلفظ
- [zoˈfɔʁt]
مثالها
Rufe sofort einen Arzt.
سریع با پزشک تماس بگیر.
Lieber sofort ablehnen als lange versprechen.
بهتر است فوری رد کرد تا قول دراز داد.
Erledigen wir das sofort.
ما آن را فورا ردیف میکنیم.
Wenn du eine Dänisch-Maltesisch-Dolmetscherin triffst, dann heirate sie sofort.
وقتی با یک مترجم دانمارکی-مالتی برخورد کردی، با او فورا ازدواج کن.
Sofort verließen die Vögel ihre Nester.
فورا پرنده ها لانه شان را ترک کردند.
auf der Stelle, sofort
فی الفور
Ich rief sie sofort an.
من بی درنگ به او تلفن کردم.
Tom muss sich sofort entscheiden, was er tun will.
تام باید فورا تصمیم بگیرد که چه کاری باید انجام دهد.
Ich bin sofort bei dir.
من بی درنگ با تو خواهم بود.
Ich habe sofort die Polizei gerufen, als ich seine Leiche auf dem Fußboden sah.
من با پلیس تماس گرفتم، به محض اینکه جسدش را در کف اتاق دیدم.