فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرو رفتن

تأییدنشده

foru raftan

sinken فعل

فعل

  • فرو رفتنforu raftanفُرو رَفتَن(von Schiffen: untergehen)تأییدنشده

دستور زبانِ sinken

فعل

تلفظ
[ˈzɪŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gesunkenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sinkendمعلوم، participle، حال
  • gesunkenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sinkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sinkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sinktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sinkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sinkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sinkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sinkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sinktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sinkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sinktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sinketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sankمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sänkeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sankstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sänkestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sänkstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sankمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sänkeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sankenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sänkenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sanktمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sänketمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sänktمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sankenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sänkenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Mein Englischniveau ist seither deutlich gesunken.

از آن زمان، سطح زبان انگلیسی‌ام به طور قابل ملاحظه‌ای افت کرده است.

Nach dem Regen sank die Temperatur.

پس از باران دما افت کرد.

Holz schwimmt, aber Eisen sinkt nach unten.

چوب شناور می‌شود، اما آهن غرق می‌شود.

Die Wahrheit sinkt manchmal nieder, doch verliert sie nie den Atem.

حقیقت گاهی به پایین فرو می‌رود، اما نفسش را هرگز از دست نمی‌دهد.

Das Schiff sinkt.

کشتی دارد غرق می‌شود.

ihr Mut sinkt

دلهایشان فرو می ریزد

sein Mut sinkt

جرأتش رو به کاستی می افتد

Die Temperatur sinkt.

تب پایین آمده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GaryGaryGary (de #9733202), cojiluc (fa #9859972), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1606428), cojiluc (fa #8137252), tatoeba.org
  3. ۳: xtofu80 (de #396528), cojiluc (fa #7269770), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5016406), cojiluc (fa #8206202), tatoeba.org
  5. ۵: Wolf (de #370458), Adelpa (fa #13662830), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: MUIRIEL (de #1259824), mahdiye (fa #827410), tatoeba.org
منابع و مجوزها