فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمارض کردن

تأییدنشده

simulieren فعل

فعل

  • تمارض کردنتَمارُض کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • وانمود کردنvânemud kardanوانِمود کَردَن[vɒː.næ.múːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn][vɒː.ne.múːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn][vɒː.no.múːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ simulieren

فعل

تلفظ
[zimuˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • simuliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • simulierendمعلوم، participle، حال
  • simuliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • simulierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • simuliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • simuliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • simuliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • simuliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • simulierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • simulierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • simuliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • simuliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • simuliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • simulieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • simulierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • simulierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • simuliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • simuliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • simulierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • simulierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • simuliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • simuliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • simuliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • simuliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • simuliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • simuliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها