فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی خبر دادن

تأییدنشده

signalisieren فعل

فعل

  • به کسی خبر دادنبه کِسی خَبَر دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ signalisieren

فعل

تلفظ
[zɪɡnaliˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • signalisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • signalisierenمعلوم، مصدر، حال
  • signalisierendمعلوم، participle، حال
  • signalisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • signalisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • signalisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • signalisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • signalisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • signalisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • signalisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • signalisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • signalisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • signalisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • signalisierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • signalisierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • signalisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • signalisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • signalisierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • signalisierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • signalisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • signalisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • signalisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • signalisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • signalisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • signalisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • signalisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • signalisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • signalisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • signalisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • signalisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • signalisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها