هفت
haft[hǽft̪ʰ]
مثال با sieben
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۱Eine Woche hat sieben Tage.
عدد
- هفتhaftهَفت[hǽft̪ʰ](cardinal number 7)(seven)(die Kardinalzahl zwischen sechs und acht)
فعل
- الک کردناَلَک کَردَن(transitiv: etwas durch ein Sieb geben)(durchsieben)
- بیختنbixtan[biːx.t̪ʰǽn](to sieve or strain (something))(sift; to sieve)
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- غربال کردنغَربال کَردَن(durchsieben)تأییدنشده
دستور زبانِ sieben
عدد
- تلفظ
- [ˈziːbn̩], [ˈziːbm̩]
همهٔ صورتها
- siebenمعلوم، مصدر، حال
- siebendمعلوم، participle، حال
- gesiebtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- siebمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- siebeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- siebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- siebeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- siebeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- siebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- siebestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- siebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- siebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- siebenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- siebenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- siebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- siebetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- siebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- siebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- siebteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- siebteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- siebtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- siebtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- siebteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- siebteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- siebtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- siebtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- siebtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- siebtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- siebtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- siebtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- siebenحالت نهادی
- siebenearchaic، حالت نهادی
- siebenحالت اضافی
- siebenerحالت اضافی
- siebenحالت مفعولی غیرمستقیم
- siebenenحالت مفعولی غیرمستقیم
- siebenحالت مفعولی مستقیم
- siebeneحالت مفعولی مستقیم، archaic
فعل
- تلفظ
- [ˈziːbn̩], [ˈziːbm̩]
همهٔ صورتها
- gesiebtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- siebenمعلوم، مصدر، حال
- siebendمعلوم، participle، حال
- gesiebtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- siebمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- siebeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- siebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- sieben Sieمعلوم، honorific، وجه امری، حال
- siebeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- siebeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- siebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- siebestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- siebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- siebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- siebenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- siebenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- siebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- siebetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- siebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- siebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- siebteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- siebteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- siebtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- siebtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- siebteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- siebteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- siebtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- siebtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- siebtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- siebtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- siebtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- siebtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- siebenحالت نهادی
- siebenearchaic، حالت نهادی
- siebenحالت اضافی
- siebenerحالت اضافی
- siebenحالت مفعولی غیرمستقیم
- siebenenحالت مفعولی غیرمستقیم
- siebenحالت مفعولی مستقیم
- siebeneحالت مفعولی مستقیم، archaic
مثالها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۲Man braucht sieben Lügen, um eine zu bestätigen.
برای تأیید یک دروغ به هفت دروغ احتیاج است.
۳Null, eins, zwei, drei, vier, fünf, sechs, sieben, acht, neun, zehn.
صفر، یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده.
۴Das Baby wog bei der Geburt sieben Pfund.
بچه در هنگام تولد 7 پاوند وزن داشت.
۵Ich gehe um sieben zur Schule.
من در ساعت هفت به مدرسه می روم.
۶Die Woche hat sieben Tage.
یک هفته هفت روز دارد.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
او هفت پسر دارد.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
دست چین شده در امتحان
تأییدنشده
۹Jetzt sind wir sieben Araberinnen.
حالا ما هفت عرب هستیم.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۱۰Jetzt sind wir sieben Araber.
حالا ما هفت عرب هستیم.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۱۱Die Ursprünge des Ausdrucks der „sieben Meere“ lassen sich bis ins Altertum zurückverfolgen.
منشاء اصطلاح «هفت قلزم» به زمانهای قدیم بر میگردد.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)
- Refugee Phrasebook, CC0-1.0
Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)
- Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)
- wordfreq, CC-BY-SA-4.0
wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.
- Tatoeba, CC-BY-2.0-FR
Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.
- ۱: Manfredo (de #642937), cojiluc (fa #8265645), Tatoeba
- ۲: Esperantostern (de #2174063), cojiluc (fa #12167105), Tatoeba
- ۳: Esperantostern (de #2089180), cojiluc (fa #8553004), Tatoeba
- ۴: samueldora (de #581342), mkia (fa #1976322), Tatoeba
- ۵: kutschektar (de #8106318), pedrampc68 (fa #510651), Tatoeba
- ۶: Eldad (de #653122), cojiluc (fa #8265645), Tatoeba
- ۷: jakov (de #640677), mahdiye (fa #705477), Tatoeba
- ۸: farhang von ckh
- ۹: Waldelfe (de #13845962), AchillePoirot (fa #3793543), Tatoeba
- ۱۰: Waldelfe (de #13845961), AchillePoirot (fa #3793543), Tatoeba
- ۱۱: Pfirsichbaeumchen (de #10950644), cojiluc (fa #13044370), Tatoeba
منابع و مجوزها