فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به هم کشیدن

تأییدنشده

sich zusammenziehen
عبارت

عبارت

  • به هم کشیدنبه هَم کِشیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منقبض کردنمُنقَبِض کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها