فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افاده کردن

تأییدنشده

sich wichtig tun
عبارت

عبارت

  • افاده کردناِفاده کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باد در بروت کردنباد دَر بُروت کَردَنتأییدنشده
  • تشخص فروختنتَشَخُص فُروختَنتأییدنشده
  • فیس و افاده داشتنفیس و اِفاده داشتَنتأییدنشده
  • فیس کردنفیس کَردَنتأییدنشده
  • پز دادنپُز دادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها