فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از چیزی ابا کردن

تأییدنشده

sich weigern عبارت

عبارت

  • از چیزی ابا کردناز چیزی اِبا کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • امتناع کردناِمتِناع کَردَنتأییدنشده
  • تن زدنتَن زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ sich weigern

عبارت

منابع و ارجاع‌ها