فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحقق یافتن

تأییدنشده

sich verwirklichen
عبارت

عبارت

  • تحقق یافتنتَحَقُق یافتنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مجرا و معمول داشتنمُجرا و مَعمول داشتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها