فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تار شدن

تأییدنشده

sich verstricken عبارت

عبارت

  • تار شدنتار شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ sich verstricken

عبارت

منابع و ارجاع‌ها