واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

خودرا به ندانستن زدن

تأییدنشده

sich unwissend stellen
عبارت

عبارت

  • خودرا به ندانستن زدنخودرا به نَدانِستَن زَدَنتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • خودرا تجاهل کردنخودرا تَجاهُل کَردَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها