فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خودرا مستعد کردن

تأییدنشده

sich fit machen
عبارت

عبارت

  • خودرا مستعد کردنخودرا مُستَعِد کَردَن(für bestimmte Aufgabe)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها