فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسدود کردن

تأییدنشده

sich festfressen
عبارت

عبارت

  • مسدود کردنمَسدود کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گیر کردنgir kardanگیر کَردَن[ɡʲíːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها