فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مستقر کردن

تأییدنشده

sich etablieren
عبارت

عبارت

  • مستقر کردنمُستَقِر کَردَن(festsetzen)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها