فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تن در دادن

تأییدنشده

sich erweichen lassen
عبارت

عبارت

  • تن در دادنتَن دَر دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خودرا تحت تأثیر کسی قرار دادنخودرا تَحتِ تأثیرِ کِسی قَرار دادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها