فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مشمئز شدن

تأییدنشده

sich ekeln
عبارت

مثال با sich ekeln

۱sich ekeln vor etwas

از چیزی نفرت داشتن

تأییدنشده

عبارت

  • مشمئز شدنمُشمَئِز شُدَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱sich ekeln vor etwas

از چیزی نفرت داشتن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها