فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چنبر زدن

تأییدنشده

sich einrollen عبارت

عبارت

  • چنبر زدنچَنبَر زَدَن(z.B.: zum Schlafen)تأییدنشده

دستور زبانِ sich einrollen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها