فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دخالت کردن

تأییدنشده

sich einmischen عبارت

عبارت

  • دخالت کردندِخالَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • میانجیگری کردنmiyânjigari kardanمیانجیگَری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ sich einmischen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها