فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دندان روی جگر گذاشتن

تأییدنشده

sich durchbeissen عبارت

عبارت

  • دندان روی جگر گذاشتندَندان رویِ جِگَر گُذاشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ sich durchbeissen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها