فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دخالت کردن

تأییدنشده

sich dazwischenschieben
عبارت

عبارت

  • دخالت کردندِخالَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فضولی کردنfozuli kardanفُضولی کَردَن[fo.zuː.líː kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • مداخله کردنmodâxele kardanمُداخِله کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها