فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بنا کردن

تأییدنشده

sich daranmachen عبارت

عبارت

  • بنا کردنبَنا کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شروع کردنšoru' kardanشُروع کَردَن[ʃo.ɹuːʔ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ sich daranmachen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها