فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خم کردن

تأییدنشده

sich beugen
عبارت

مثال با sich beugen

۱sich beugen und strecken

دولا و راست شدن

تأییدنشده

عبارت

  • خم کردنخَم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خمیدنخَمیدَنتأییدنشده
  • دولا شدندولا شُدَنتأییدنشده
  • سر خم کردنسَر خَم کَردَنتأییدنشده
  • قوز کردنقوز کَردَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱sich beugen und strecken

دولا و راست شدن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها